الشيخ علي المشكيني

99

تفسير روان (فارسى)

به راستى در يك آفرينش نوينى قرار مىگيريم ؟ ! يعنى چگونه مىشود گوشت و پوست و استخوان انسان مبدل به خاك شود و دوباره زنده گردد و به صورت انسان درآيد ؟ ! أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَأُولئِكَ الْأَغْلالُ فِى أَعْنَاقِهِمْ وَأُولئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ يعنى : آنها هستند كسانى كه به پروردگارشان كفر ورزيدند كفرشان به خاطر آن بود كه او را عاجز دانستند و گمان كردند علم و قدرت بيرون آوردن جسد از خاك را ندارد ، در حالى كه اين عمل در قيامت نسبت به جسم نظير آفريدن آن از زمين در دنياست ، و روح ميت هم در خاك نيست و معدوم نشده ، بلكه در عالم برزخ زنده و با ارواح ساير مردگان تا قيامت نگهدارى مىشوند . و آنهايند كه زنجيرها در گردن دارند . يعنى در دنيا زنجيرهاى شرك و كفر و رذايل اخلاق و آداب و رسوم جاهلى باطل بر روان آنها همانند زنجير بر گردن احاطه كرده است . و يا آن كه در آخرت زنجيرهاى آتشين جهنم بر گردن آنها خواهد بود . و آنها اهل آتش‌اند و در آن جاودان‌اند . وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ يعنى : و اى پيامبر ، آنها پيش از آن كه از تو حسنه بخواهند - نعمت و رحمت دنيوى الهى بطلبند - از تو مىخواهند كه به عذاب و عقوبت آنان شتاب كنى . ( اشاره به اين كه چون پيامبر اسلام مشركان را وعدهء عذاب آخرت مىداد ، مىگفتند : آخرتى در كار نيست . و چون وعدهء عذاب دنيوى مىداد ، به عنوان مسخره و استهزا تعقيب مىكردند و مىگفتند : پس چرا نمىآورى ؟ ) و اين در حالى است كه بر امت‌هايى پيش از آنها مَثُلاتى گذشته است ، يعنى عذاب‌هاى گوناگونى كه سبب عبرت ديگران شود همانند مسخ شدن به صورت بوزينگان و گرازها ، و رَجفه و زلزله و صيحهء آسمانى و باران سنگ و بادهاى مسموم و غير آنها ، و بايد اينان عبرت گيرند . وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَديدُ الْعِقَابِ يعنى : و حقيقت اين است كه پروردگار تو براى مردم با اين كه آنها ستم مىكنند ، داراى مغفرت و بخشايش است . يعنى و از اين روست كه با وجود استعجال از ناحيهء آنها ، عذاب